الغني
عبدالغنی ابوالعزم
آفَ - [أ و ف]. (ف: ثلا. لازم). آَفَ، يَؤُوفُ، مص. أَوْفٌ، آفَةٌ.
1. "آفَتِ الْبِلاَدُ" : صَارَتْ بِهَا آفَةٌ مِنْ قَحْطٍ أَوْ مَرَضٍ.
2. "آفَ الطَّعَامُ" : فَسَدَ.
معانی واژهها
معنای «آف» آنگونه که در الغنی آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
عبدالغنی ابوالعزم