الرائد
جبران مسعود
أساف إسافة. (سوف®،® سيف) ١-وقع في ماشيته «السواف»، وهو مرض. ٢-مات ولده. ٣-ه: أهلكه. ٤-ه رائحة: جعله يشمها. ٥-تقلد سيفا. ٦-إشترى سيفا. ٧-إفتقر.
معانی واژهها
معنای «أساف» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود