معانی واژه‌ها

ازدرد

معنای «ازدرد» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

ازدردَ يزدرد، ازدرادًا، فهو مُزدرِد، والمفعول مُزدرَد • ازدرد اللُّقمةَ: زرِدها، التهمها، ابتلعها بسرعةٍ "ازدرد الطفلُ طعامَه".

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

اِزْدَرَدَ - [ز ر د]. (ف: خما. متعد). اِزْدَرَدَ، يَزْدَرِدُ، مص. اِزْدِرَادٌ. "اِزْدَرَدَ الّلُقْمَةَ" : بَلَعَهَا بِسُرْعَةٍ. "يَمْضَغُ حِيناً وَيَزْدَرِدُ حِيناً". (طه حسين).