معانی واژه‌ها

اضجع

معنای «اضجع» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

اضَّجعَ يضَّجع، اضِّجاعًا، فهو مُضَّجِع • اضَّجع الشَّخْصُ: اضطجع؛ ضجَع؛ استلقى، وضع جَنْبَه على الأرض أو نحوِها.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

اِضَّجَعَ - [ض ج ع]. (ف: ربا. خما. لازم). اِضَّجَعَ، يَضَّجِعُ، مص. اِضِّجاعٌ. "اِضَّجَعَ بَعْدَ عَياءٍ" : وَضَعَ جَنْبَهُ بِالأرْضِ، اِسْتَلْقَى.