معانی واژه‌ها

اطراد

معنای «اطراد» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

اِطِّرادٌ - [ط ر د]. (مص. اِطَّرَدَ). 1. "يُلاحِظُ اطِّرادَ عَمَلِهِ" : تَناسُقَهُ، تتابُعَهُ. 2. "تَمَنَّى لَهُ اطِّرادَ النَّجاحِ" : أَي اِسْتِمْرارَهُ وَتَتابُعَهُ. 3. "اِطِّرادُ الحَديثِ" : تَتَابُعُهُ، تَتَاليهِ، تَوَاتُرُهُ.