معانی واژه‌ها

انتظام

معنای «انتظام» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

اِنْتِظامٌ - [ن ظ م]. (مص. اِنْتَظَمَ). 1. "تَعْرِفُ حَرَكاتُ الجَيْشِ انْتِظاماً بَديعاً" : تَناسُقاً، إِتْقاناً، تَناغُماً. 2. "يُحَضِّرُ دُروسَهُ بانْتِظامٍ" : باسْتِمْرارٍ، بِمُواظَبَةٍ.