الرائد
جبران مسعود
بداد. ١-مبارزة، ٢-متقاتلون مشاوون في العدو.
بداد. ١-«بداد»، أو «بداد بداد»: ليبارز كل منكم رجلا. ٢-«جاءت الخيل بداد بداد»: أي متفرقة.
بداد وبداد. من كل شيء: نصيب، حصة، ج بدد.
معانی واژهها
معنای «بداد» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود