معانی واژه‌ها

تار

معنای «تار» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

تار. ١-فا. ٢-ممتلىء الجسم. ٣-مسترخ من جوع أو غيره. ٤-غلام شاب. ٥-منفرد عن قومه أو بلاده.