معانی واژه‌ها

تثمل

معنای «تثمل» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

تَثَمَّلَ - [ث م ل]. (ف: خما. متعد، م. بحرف). تَثَمَّلَ، يَتَثَمَّلُ، مص. تَثَمُّلٌ. 1. "تَثَمَّلَهُ الشَّرَابُ" : أَسْكَرَهُ. 2. "تَثَمَّلَ الشَّرَابَ " : نَقَّعَهُ فَخَمَّرَهُ. 3. "تَثَمَّلَ مَا فِي الإِنَاءِ" : شَرِبَهُ شَيْئاً فَشَيْئاً، تَرَشَّفَهُ.