معانی واژه‌ها

تفقم

معنای «تفقم» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

تَفَقَّمَ - [ف ق م ]. (ف: خما. لازم). تَفَقَّمَ، يَتَفَقَّمُ، مص. تَفَقُّمٌ. "تَفَقَّمَتِ الْمُصِيبَةُ" : اِسْتَفْحَلَتْ، فَقَمَتْ، اِشْتَدَّتْ.
تَفَقُّمٌ - [ف ق م]. (مص. تَفَقَّمَ). "تَفَقُّمُ الْكَوَارِثِ" : اِسْتِفْحَالُهَا، اِشْتِدَادهَا.