الغني
عبدالغنی ابوالعزم
تَكَنَّفَ - [ك ن ف]. (ف: خما. لازمتع). تَكَنَّفْتُ، أَتَكَنَّفُ، تَكَنَّفْ، مص. تَكَنُّفٌ.
1. "تَكَنَّفَ الرَّجُلُ" : اِتَّخَذَ كَنِيفاً، أَيْ مِرْحَاضاً.
2. "تَكَنَّفَهُ النَّاسُ" : أَحَاطُوا بِهِ.
معانی واژهها
معنای «تكنف» آنگونه که در الغنی آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
عبدالغنی ابوالعزم