معانی واژه‌ها

تن

معنای «تن» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

تُنٌّ - جِنْسُ سَمَكٍ مِنْ فَصِيلةِ الإسْقُمْرِيَّاتِ، مِنْ رُتْبَةِ شَائِكَاتِ الزَّعَانِفِ.

الرائد

جبران مسعود

تن. نوع من السمك. تن. ج أتنان. ١-مثيل، شبيه. ٢-شخص. ٣-ولد منعه المرض من أن ينمو ويشب. ٤-صديق، رفيق.