معانی واژه‌ها

تهزع

معنای «تهزع» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

تَهَزَّعَ - [هـ ز ع]. (ف: خما. لازم، م. بحرف). تَهَزَّعْتُ، أَتَهَزَّعُ، مص. تَهَزُّعٌ. 1. "تَهَزَّعَ السَّائِرُ" : اِهْتَزَعَ، أَسْرَعَ، أَوِ اضْطَرَبَ. "تَهَزَّعَتِ الْمَرْأَةُ فِي مَشْيِهَا". 2. "تَهَزَّعَ الرَّجُلُ" : تَعَبَّسَ. 3. "تَهَزَّعَ لِصَاحِبِهِ" : تَنَكَّرَ لَهُ.