معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
حازق [مفرد]:
1- اسم فاعل من حزَقَ.
2- من ضاق عليه خُفّه فحزَق رجلَه "لا رأي لحاقن ولا حازق- لا تطلب من حازق أن يسرع في المشي".
معانی واژهها
معنای «حازق» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)