معانی واژه‌ها

حلح

معنای «حلح» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

تحلحل تحلحلا. (حلح) تحرك وزال عن مكانه. محلحل. (حلح) ١-مف. ٢-سيد شجاع. ٣-رئيس قبيلة أو نحوه. ٤-كثير المروءة، رزين.