معانی واژه‌ها

حلوء

معنای «حلوء» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

حلوء. ١-دواء يحك بين حجرين أو يدلك على حجر وتكحل به العين. ٢-قشرة الجلد التي على اللحم.