الرائد
جبران مسعود
خزا يخزو: خزوا. (خزو) ١-ه: ساسه وقهره. ٢-الدابة: راضها وذللها. ٣-نفسه: ملكها وسيطر عليها. ٤-الشيء: ملكه. ٥-ه: منعه عما يريد. ٦-ه: عاداه. ٧-ه: طعنه.
معانی واژهها
معنای «خزو» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود