معانی واژه‌ها

خزو

معنای «خزو» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

خزا يخزو: خزوا. (خزو) ١-ه: ساسه وقهره. ٢-الدابة: راضها وذللها. ٣-نفسه: ملكها وسيطر عليها. ٤-الشيء: ملكه. ٥-ه: منعه عما يريد. ٦-ه: عاداه. ٧-ه: طعنه.