الرائد
جبران مسعود
خشيب. ج خشب وخشائب. ١-سيف صقيل مشحوذ. ٢-سيف بدىء بصنعه. ٣-من القسي: المنحوت. ٤-رديء. ٥-من كل شيء: الغليظ الخشن. ٦-من كل شيء: اليابس. ٧-طويل صلب غليظ عاري العظام.
معانی واژهها
معنای «خشيب» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود