معانی واژه‌ها

خق

معنای «خق» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

خق يخق: خقا وخققا وخقيقا. ١-ت القدر أو غيرها: غلت فسمع صوت غليانها. ٢-ت البكرة: اتسع خرقها. خق يخق: خقا. في الأرض: حفر فيها حفرا عميقا. خق. ج أخقاق وخقوق. ١-مص. خق. ٢-شق عميق في الأرض. ٣-واد. خق. غدير جف.