معانی واژه‌ها

دامغ

معنای «دامغ» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

دَامِغٌ، دَامِغَةٌ - [د م غ]. (فا. من دَمَغَ). 1. "قَدَّمَ دَلِيلاً دَامِغاً عَلَى بَرَاءتِهِ" : مُقْنِعاً، حَاسِماً، قَاطِعاً. "قَدَّمَ حُجَجاً دَامِغَةً". 2. "كَانَتْ شَهَادتُهُ دَامِغَةً" : فَاصِلَةً، قَاطِعَةً، حَاسِمَةً، لاَ تُدْحَضُ.

الرائد

جبران مسعود

دامغ. ١-فا. ٢-قاطع، فاصل، مقنع: «جواب دامغ».