الرائد
جبران مسعود
دعبوب. ١-نمل أسود. ٢-حية سوداء تؤكل. ٣-طريق واضح. ٤-نشيط. ٥-أحمق، غبي. ٦-مخنث. ٧-ضعيف يسخر منه. ٨-فرس طويل. ٩-من الليالي: شديدة الظلمة.
معانی واژهها
معنای «دعبوب» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود