معانی واژه‌ها

ذح

معنای «ذح» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

ذَحَّ - [ذ ح ح]. (ف: ثلا. متعد). ذَحَحْتُ، أَذُحُّ، ذُحَّ، مص. ذَحٌّ. 1. "ذَحَّ الوَلَدَ" : ضَرَبَهُ بِالكَفِّ. 2. "ذَحَّ اللَّحْمَ" : دَقَّهُ. 3. "ذَحَّ الشَّيْءَ" : شَقَّهُ.

الرائد

جبران مسعود

ذح يذح: ذحا. ١-ه: ضربه بالكف. ٢-الحطب: شقه.