معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
راصِد [مفرد]: ج راصدون ورَصَد ورُصَّاد، مؤ راصِدة، ج مؤ راصِدات ورُصَّد:
1- اسم فاعل من رصَدَ.
2- من يقوم في المرْصَد بمراقبة النجوم والكواكب.
معانی واژهها
معنای «راصد» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة، الغنی و الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
عبدالغنی ابوالعزم
جبران مسعود