معانی واژه‌ها

زح

معنای «زح» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

زحّ [مفرد]: مصدر زَحَّ.
زَحَّ يَزُحّ، ازْحُح/ زُحّ، زَحًّا، فهو زاحّ، والمفعول مَزْحوح • زحَّ فلانٌ الشَّيءَ: نحَّاه، دفعه ورمى به "زحَّ الرجلُ الصخرةَ عن منتصف الطريق".

الرائد

جبران مسعود

زح يزح: زحا. ١-ه: نحاه وأبعده عن موضعه. ٢-ه: دفعه.