معانی واژه‌ها

سخيمة

معنای «سخيمة» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

سَخيمة [مفرد]: ج سَخيمات وسَخائمُ: حِقْد، ضَغينة "اللّهم اسلُل سخائمَ صدورنا- سللت سخيمته بالحلم".

الرائد

جبران مسعود

سخيمة. ضغينة، حقد، ج سخائم.