معانی واژه‌ها

سفاه

معنای «سفاه» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

سَفَاهٌ - [س ف هـ]. (مص. سَفَهَ، سَفِهُ، سَفُهَ). 1. "عَبَّرَ عَن سَفَاهِهِ" : عَنْ جَهْلِهِ وَرَدَاءةِ خُلُقِهِ. 2. "وَلَدٌ بِهِ سَفَاهٌ" : طَيْشٌ، خِفّةٌ.

الرائد

جبران مسعود

سفاه. ١-مص. سفه وسفه وسفه. ٢-جهل، خفة، طيش، رداءة خلق.