معانی واژه‌ها

شاهدة

معنای «شاهدة» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

شَاهِدَةٌ - ج: شَوَاهِدُ. [ش هـ د]. 1. "شَاهِدَةُ قَبْرٍ" : حَجَرٌ مُسْتَطِيلٌ يُوضَعُ على قَبْرِهِ. 2. : أرْضٌ.

الرائد

جبران مسعود

شاهدة. ج شواهد. ١-م شاهد. ٢-أرض. ٣-عند المسلمين: حجر مستطيل يوضع على القبر.