الرائد
جبران مسعود
عاسل. ج عسل وعواسل وعسلان. ١-فا. ٢-الذي يستخرج العسل من موضعه. ٣-ذو عمل صالح. ٤-ذئب. ٥-من الرماح: الذي يهتز لينا. ٦-من الأماكن: ذو العسل.
معانی واژهها
معنای «عاسل» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود