معانی واژه‌ها

عاشب

معنای «عاشب» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

عَاشِبٌ، عَاشِبَةٌ - [ع ش ب]. (فا. مِنْ عَشِبَ). 1. "حَقْلٌ عَاشِبٌ" : ذُو عُشْبٍ. "أَرْضٌ عَاشِبَةٌ". 2. "مَاشِيَةٌ عَاشِبَةٌ" : تَرْعَى الْعُشْبَ. 3. "حَيَوَانٌ عَاشِبٌ" : يَعِيشُ عَلَى الْعُشْبِ.

الرائد

جبران مسعود

عاشب. من الأماكن: ذو العشب.