الرائد
جبران مسعود
عرناس. ج عرانيس. ١-أنف الجبل، ما برز وخرج منه. ٢-طائر كالحمامة. ٣-خشبة تجعل المرأة عليها قطع القطن فتغزلها. ٤-«عرانيس الذرة»: ما عليه حبها.
معانی واژهها
معنای «عرناس» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود