الرائد
جبران مسعود
فد يفد: فديدا وفدا. ١-إشتد صوته. ٢-رفع صوته. ٣-الطائر: حرك جناحيه بقوة بسطا وقبضا. ٤-عدا هاربا. ٥-ت الجمال: داست الأرض وضربتها بشدة.
فد يفد: فدا. له: هدده، توعده.
معانی واژهها
معنای «فد» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود