معانی واژه‌ها

فد

معنای «فد» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

فد يفد: فديدا وفدا. ١-إشتد صوته. ٢-رفع صوته. ٣-الطائر: حرك جناحيه بقوة بسطا وقبضا. ٤-عدا هاربا. ٥-ت الجمال: داست الأرض وضربتها بشدة. فد يفد: فدا. له: هدده، توعده.