معانی واژه‌ها

فريش

معنای «فريش» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

فريش. ج فرائش. ١-ما يفرش. ٢-فرس ولدت منه سبعة أيام. ٣-فرس ولدت حديثا. ٤-نبات انبسط على وجه الأرض ولم يقم على ساق.