معانی واژه‌ها

فيجن

معنای «فيجن» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

فَيْجَنٌ، فَيْجَنَةٌ - (نب). : نَبَاتٌ وَرَقُهُ يُشْبِهُ الصَّعْتَرَ، يُعْرَفُ بِالسَّذَابِ.

الرائد

جبران مسعود

فيجن. نبات ورقه كالصعتر، يقال له السذاب.