معانی واژه‌ها

قاضب

معنای «قاضب» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

قَاضِبٌ، قَاضِبَةٌ - ج: قَوَاضِبُ. [ق ض ب]. (فا. من قَضَبَ). 1. "سَيْفٌ قَاضِبٌ" : شَدِيدُ القَطْعِ. 2. "آلَمَتْهُ قَاضِبَتُهُ": سِنُّهُ. "مَا فِي فَمِي قَاضِبَةٌ".

الرائد

جبران مسعود

قاضب. ١-فا. ٢-سيف شديد القطع، ج قواضب.