الرائد
جبران مسعود
قدار وقدار. ١-مص. قدر وقدر. ٢-قدرة، طاقة.
قدار. حجر ينصب على مصب الماء.
قدار. ١-من الناس: متوسط القامة. ٢-طابخ في القدر. ٣-غلام خفيف الروح. ٤-ثعبان كبير.
معانی واژهها
معنای «قدار» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود