الرائد
جبران مسعود
قفوة. ١-غبار يثور عند أول المطر. ٢-«هو قفوتي»: أي خيرتي، ما اخترته.
قفوة. ١-تهمة. ٢-ذنب. ٣-رمي بأمر قبيح، إهانة. ٤-ما يكرم به الضيف. ٥-«هو قفوتي»: أي خيرتي، ما اخترته.
معانی واژهها
معنای «قفوة» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود