معانی واژه‌ها

كبى

معنای «كبى» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

كَبَّى - [ك ب و]. (ف: ربا. متعد). كَبَّيْتُ، أُكَبِّي، كَبِّ، مص. تَكْبِيَةٌ. 1. "كَبَّى النَّارَ" : أَلْقَى عَلَيْهَا الرَّمَادَ. 2. "كَبَّى الثَّوْبَ" : بَخَّرَهُ.

الرائد

جبران مسعود

كبى. كناسة، ج أكباء.