معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
كُرْدون [مفرد]: ج كُرْدونات: نِطاق وسياج "كوَّن رجالُ الشرطة كردونًا حول الرئيس لحمايته- المبنى يقع داخل كردون المدينة".
معانی واژهها
معنای «كردون» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)