معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
لازوق [مفرد]:
1- (طب) بلاسْتر، لاصوق؛ نسيج مُشَمَّع يُوضع على الجُرح ليحفظه من الأوساخ.
2- دواء للجُرْح يلزمه حتَّى يبرأ.
معانی واژهها
معنای «لازوق» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
جبران مسعود