معانی واژه‌ها

لافح

معنای «لافح» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

لاَفِحٌ، لاَفِحَةٌ - ج: لَوَافِحُ. [ل ف ح]. (فَا. من لَفَحَ). 1. "نَارٌ لاَفِحٌ" : مُحْرِقَةٌ. "شَمْسٌ لافِحَةٌ". 2. "بَرْدٌ لاَفِحٌ" : قَارِسٌ.

الرائد

جبران مسعود

لافح. ج لوافح. ١-فا. ٢-محرق: «حر لافح، نار لافح»: محرقة.