معانی واژه‌ها

ملؤ

معنای «ملؤ» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

مَلُؤَ - [م ل أ]. (ف: ثلا. لازم، م. بحرف). مَلُؤْتُ، أَمْلُؤُ، مص. مَلاَءٌ، مَلاَءةٌ. 1. "مَلُؤَ التَّاجِرُ" : صَارَ كَثِيرَ الْمَالِ. 2. "مَلُؤَ بِمُهِمَّةٍ" : اِضْطَلَعَ بِهَا.

الرائد

جبران مسعود

ملؤ يملؤ: ملاء وملاءة. صار مليئا. ملؤ يملؤ: ملاءة. زكم.