معانی واژه‌ها

منزوع

معنای «منزوع» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

مَنْزُوعٌ، مَنْزُوعَةٌ - ج: ـون، ـات. [ن ز ع]. (مفع. من نَزَعَ). 1. "جِذْعٌ مَنْزُوعٌ مِنْ جِذْرِهِ" : مَقْلُوعٌ. 2. "اِتَّفَقُوا عَلَى أَنْ يُصْبِحَ البَلَدُ مَنْزُوعَ السِّلاَحِ" : خَالِياً بِالْمَرَّةِ مِنْ كُلِّ سِلاَحٍ.