الرائد
جبران مسعود
منمنم. (نمن) ١-مف. ٢-«ثوب منمنم»: مزخرف، منقوش، مخطط. ٣-«نبت منمنم»: ملتف، مجتمع. ٤-«كتاب منمنم»: منقش. ٥-ناقة منمنمة»: سمينة ملتفة.
منمنمة. (نمن) تصويرة دقيقة في صفحة أو بعضها من كتاب مخطوط.
معانی واژهها
معنای «نمن» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود