معانی واژه‌ها

هشام

معنای «هشام» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة، الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

هِشام [مفرد]: جود، كرم، سخاء "لولا هشامُك لمات هذا المسكينُ جوعًا".

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

هِشَامٌ - [هـ ش م]. 1. "هِشَامُ الرَّجُلِ" : جُودُهُ. 2. "هِشَام" : اِسْمُ عَلَمٍ.

الرائد

جبران مسعود

هشام. جود، كرم.