معانی واژه‌ها

يراعة

معنای «يراعة» آن‌گونه که در الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الرائد

جبران مسعود

يراعة. ١-واحدة «اليراع» للذباب والقصب. ٢-قصبة يزمر بها. ٣-قلم. ٤-جبان. ٥-أحمق، غبي. ٦-نعامة. ٧-شجر كثير ملتف.