معانی واژه‌ها

حذى

معنای «حذى» آن‌گونه که در الغنی آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

حَذَى - [ح ذ ي]. (ف: ثلا. متعد، م. بحرف). حَذَيْتُ، أَحْذِي، اِحْذِ، مص. حَذْيٌ. 1. "حَذَى الجِلْدَ" : قَطَعَهُ. 2. "حَذَى الخَلُّ لِسانَهُ" : قَرَّصَهُ. 3. "حَذَاهُ بِلِسانِهِ" : شَتَمَهُ، عابَهُ. 4. "حَذَى أُذُنَهُ" : قَطَعَ مِنْها شَيْئاً. 5. "حَذَى يَدَهُ بِالسِّكِّينِ" : قَطَعَها.