الرائد
جبران مسعود
حذى يحذي: حذيا. (حذي) ١-الشراب لسانه: قرصه. ٢-الجلد أو غيره: قطعه. ٣-ه بلسانه: شتمه. ٤-أذنه: قطع منها شيئا.
محذاء. (حذي) الذي يطعن في أعراض الناس.
معانی واژهها
معنای «حذي» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود