معانی واژه‌ها

حلالة

معنای «حلالة» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

حَلاَّلَةٌ - ج: ـات. [ح ل ل].: آلَةٌ يُحَلُّ بِهَا الحَرِيرُ وَتُوَضَّبُ بِهَا خُيوطُهُ وَتُجْمَعُ.

الرائد

جبران مسعود

حلالة. ما يحل عليه الحرير.