معانی واژه‌ها

ضامن

معنای «ضامن» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة، الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

ضامِن [مفرد]: ج ضامنون وضُمَّان وضَمَنة: اسم فاعل من ضمِنَ.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

ضَامِنٌ، ضَامِنَةٌ - ج: ـون، ـات، ضُمَّانٌ، ضَمَنَةٌ. [ض م ن]. (فا. من ضَمِنَ). "هُوَ الضَّامِنُ لَهُ" : الكَفِيلُ بِهِ.

الرائد

جبران مسعود

ضامن. ج ضمان وضمنة. ١-فا. ٢-كفيل. ٣-ملتزم. ٣-مؤمن.