معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
قريح [مفرد]: ج أقْرِحَة وقَرْحَى (للعاقل):
1- صفة مشبَّهة تدلّ على الثبوت من قرِحَ.
2- خالص "ماءٌ قريح".
معانی واژهها
معنای «قريح» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة، الغنی و الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
عبدالغنی ابوالعزم
جبران مسعود